محبّت مؤمن به مؤمن در راه خدا، از بزرگ ترين شاخه هاي ايمان است . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

حمايت از فريدون زندي

Powerd by: Parsiblog ® team.
   1   2      >
+ بعد از مدت ها با عكس و مطلب از فريدون!(شنبه 10 فروردين 1387 ساعت 12:31 صبح )

سلام به همه ي دوستاي نازنينم!
اميدوارم حالتون خوب باشه و لحظه هاتون همراه با ارامش و ياد خدا باشه
!
راستشو بخوايد من اهل مقدمه چيني و از اين جور حرفا نيستم پس خيلي ساده ميگم:


سال نو مبارک!


اميدوارم سالي مملو از موفقيت و شادي داشته باشيد...
عيدي ما هم به شما يه مصاحبه همراه با چندتا عکس هست اميدوارم خوشتون بياد.





 فريدون زندي:نوروز خودمان چيز ديگري است!


فريدون، عيد نوروز را مي شناسي ؟
بله،عيد نوروز يعني اين كه سال عوض شده و همه چيز نو و طبيعت هم سبز مي شود و رنگ عوض مي کند
.
از عيد نوروز ايرانيان چه مي داني ؟

يک چيزهايي شنيده ام،مي دانم مردم در شب عيد دور هم جمع مي شوند و رسم و رسوم خاصي دارند که خيلي هم قشنگ است ولي من هنوز نوروز را در ايران نديده ام.فقط سال گذشته بود که در اردوي تيم ملي بودم ولي هنوز با خانواده ام هنگام نوروز در ايران نبوده ام
.
پس نوروز در کجا برگزار مي کنيد ؟

من که اکثرا به خاطر بازي در باشگاه هاي مختلف کنار خانواده ام نيستم ولي پدرم مي گويد ?? سال است در ايام نوروز در المان هستيم
.
هفت سين را هم مي شناسي ؟

فقط مي دانم در سفره نوروز وسايلي استد که با سين شروع مي شود،مثل سيب،پول يا همان سکه و همين چيزها
.
از همان عيدهايي هم که در کنار خانواده بودي،بگو
.
واقعا لذت بخش است.در سال هاي نوجواني همه دور يک سفره جمع مي شديم.پدرم قران مي خواند،مادرم سبزي پلو با ماهي که يک غذاي سنتي و ايراني است،درست مي کرد.برادرم که عاشق ماهي قرمز است،ماهي مي خريد.فاميل ها دور هم جمع مي شدند و حسابي خوش مي گذشت
.
عيدي هم مي گرفتي ؟

بله،پدرم از لاي صفحات قران به من و سايرين عيدي مي داد که من هم به رسم يادگاري همه ان ها را پيش خود نگه داشته ام
.
خودت چطور؟عيدي هم مي دادي؟

ان اوايل که من کوچکتر بودم،بيشتر عيدي مي گرفتم ولي بعد از ان که بزرگتر شدم،من هم به ديگران کادو و عيدي مي دهم
.
بهترين عيدي اي که تاکنون گرفتي،چه بود؟

يک سال پدرم از لاي صفحات قران اسکناس ???يورويي به من داد که خيلي زياد و خوب بود
.
شما عيد کريسمس هم داريد؟نوروز ما بهتر است يا کريسمس مسيحيان؟

بله،چون ما در اروپا هستيم،کريسمس هم داريم ولي به قول پدرم نوروز خودمان چيز ديگري است،که من هم به حرف پدرم اعتقاد دارم
.
پدرت در کدام شهر المان زندگي مي کند؟

بيشتر اقوام ما در شهر برمن زندگي مي کنند به همين خاطر من هر وقت نزد ان ها به اين شهر مي روم و همه اقوام را مي بينم
.
در تهيه لباس هايت بيشتر از چه مارکي استفاده مي کني؟

در لباس هاي ورزشي بيشتر اديداس مي پوشم و در لباس هاي بيرون از ميادين ورزشي هم زارا و جرجيو ارماني مي پوشم
.
براي خريد لباس هايت هم زياد ولخرجي مي کني يا نه؟

بله،براي خريد لباس هايم پول زيادي مي دهم و براي لباس هايم اهميت ويژه اي قائلم
.
در شب عيد هم لباس مي خري؟

لباس که فقط براي شب عيد نيست،من چون هميشه لباس مي خرم عيد و غير عيد ندارد ولي در ايام نوروز هم چون همه چيز نو مي شود،من هم لباس عيد براي خود مي خرم
.
راستي فريدون چرا ازدواج نمي کني؟

به خاطر اينکه فشار مسابقات فوتبال در اروپا زياد است،تا به حال به اين موضوع فکر نکرده ام و طي3،2سال اينده حتما ازدواج خواهم کرد
.
در ازدواج با دختر مورد علاقه ات از پدرت هم نظر خواهي مي کني ؟

بله،خودم انتخاب مي کنم،ولي نظر ايشان هم در انتخاب همسر اينده تاثيرگذار است
.
حالا طرفدار قرمز هستي يا ابي؟

فعلا نمي توانم به اين سوال شما جواب بدهم!ولي پدرم از پرسپوليسي هاي قديمي است که خيلي چيزها از اين تيم به من گفته
.
حاجي فيروز را هم مي شناسي ؟

از نزديم نديده ام ولي شنيده ام در نزديکي هاي عيد ميايد و يک چيز شبيه بابانوئل اروپايي هاست
.
اگر بخواهي دعا کني،چه مي گويي؟

دعا مي کنم در دنيا جنگ و هيچ فقيري نباشد
.
اشپزي هم بلدي؟

کمي بلدم و مي تونم يک چيزهايي درست کنم ولي گاهي اوقات هم از رستوران غذا مي گيرم
.
کدام غذا را بيشتر دوست داري؟

سبزي پلو با ماهي،کباب و لوبيا پلو را در بين غذاهاي ايراني بيشتر دوست دارم
.
چه چيز در تهران تو را بيشتر غافلگير کرد؟

ترافيک و شلوغي خيابان ها،فکر نمي کردم تهران اين قدر پر ترافيک باشد
.
اگر باز هم به عقب باز گردي،ايران را براي بازي دوباره انتخاب مي کني؟

من ايران را با جان و دل انتخاب کرده ام و از اين انتخاب اصلا پشيمان نيستم
.
بيشتر با چه بازيکن ايراني در ارتباطي؟

اندرانيک تيموريان،مهدي مهدوي کيا و مسعود شجاعي
.
موسيقي هم گوش مي دهي؟

بله،اهنگ جام جهاني ???? را خيلي دوست دارم و هر روز در ماشين گوش مي دهم
.
ماشين فريدون زندي؟

خودم در المان مرسدس بنز کلاس M دارم واي حالا در قبرسBMW 2007 از باشگاه گرفته ام ولي مرسدس بنزم را اندازه يه دنيا دوست دارم
.
دوست داري پيراهن شماره چند بپوشي؟

شماره 7 را خيلي دوست دارم.شماره 10 اصلا برايم خوب نيست
.
غير از فوتبال به چه ورزشي علاقه داري؟

بسکتبال را هم دوست دارم
.
بازيکن و تيم موردعلاقه؟

تيم مورد بارسلونا را از بچگي دوست داشتم و بازيکن مورد علاقه ام مهمت شول است
.
فريدون زندي چطور ادمي است؟

دروغ نمي گويد،هميشه به ديگران کمک مي کند،خودم به چاه مي افتم ولي نمي گذارم ديگران بيافتند
.
اگر فوتباليست نمي شدي؟

دوست داشتم مهندس کامپيوتر شوم
.
از کوروش برادرت چه خبر؟

برادرم قبلا بسکتباليست بوده ولي الان دکتراي ورزشي گرفته و شغل خيلي خوبي هم دارد و در المان زندگي مي کند
.
الماني ها خوش قول تر هستند يا ايراني ها؟

در قول دادن الماني ها خيلي خوب هستند امکان ندارد بد قولي کنند ولي ايراني ها با معرفت تر هستند
.
فريدون غير از فوتبال درامد ديگري دارد؟

نه از 15 سالگي از فوتبال پول در اوردم و غير از فوتبال هيچ در امد ديگري ندارم
.
فريدون،پدرت چه کاره است؟

در يکي از شهرهاي المان هتلدار بود و الان ديگر مثل سابق زياد کار نمي کند
.
وضع زندگيتان خوب بود؟

بله،به علت اينکه پدرم در امد خوبي داشت،مشکلي در زندگي نداشتيم
.
شکمو هستي؟

(مي خندد)،نه زياد،غذا زياد نمي خورم ولي تنقلات زياد مي خورم
.
از لحظه اي که اولين بار پيراهن تيم ملي را پوشيدي بگو
.
مثل اين بود که پيراهن يک سرباز را پوشيده بودم و مي خواستم خدمت سربازي انجام دهم.خيلي خوشحال بودم و روي ابرها قدم بر مي داشتم،واقعا لذت بخش بود.






به اميد موفقيت هاي روز افزون فريدون عزيز!


» ياسمين و فاطمه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ برگرد فريدون ...!(پنجشنبه 9 اسفند 1386 ساعت 11:27 عصر )

ستاره اي كه اسير واسطه ها شد ...


روزي که فريدون زندي پيراهن تيم ملي ايران را بر تن کرد بلافاصله تبديل به چهره اي محبوب شد به طوري که حتي خيلي ها گفتند او از بازيکني چون نيکبخت هم محبوب تر شده است.فريدون با ان لهجه شيرين و ان صورت مهربانش خيلي زود جاي خود را در دل ها باز کرد حسن قضيه اين بود که زندي از نظر فني هم بازيکن خوبي بود و خيلي راحت نظر مساعد برانکو را براي حضور در ترکيب اصلي تيم ملي جلب کرد.


در ان روزها پدر و مادر زندي خيلي تلاش کردند تا فرزندشان پيراهن خوش رنگ تيم ملي را بر تن کند اما متاسفانه يکسري از دلالان و واسطه ها هم سريعا سوءاستفاده کرده و فريدون را به مسيري هدايت کردند که در دراز مدت به ضررش بود.شايد اگر فريدون مدير برنامه هاي خوب و کار بلدي داشت امروز به اين جمع بندي نمي رسيد که در عين جواني و در حالي که فقط 28 سال دارد از فوتبال خداحافظي کند و براي هميشه قيد اين رشته ورزشي را بزند!فريدون در شرايط طبيعي حداقل تا 6 سال ديگر مي تواند فوتبال بازي کند اما متاسفانه او به دليل اشتباهاتي که خودش و اطرافيانش مرتکب شدند خيلي زود به ته خط رسيد و نتوانست هماني شود که کارشناسان و دوستانش انتظار داشتند.شايد فريدون در انتخاب مسير و انتخاب تيم دچار اشتباه شد و شايد مدير برنامه هايش نتوانست به او کمک کند.اما با تمام اين احوال و در شرايطي که فريدون حدود يک سال بدون تيم ماند باز هم به اردوي تيم ملي دعوت شد و نامش در ليست 50 نفره اوليه قرار گرفت تا فرصت حضور در جام جهاني را از دست ندهد.به اعتقاد ما همين مسئله مي تواند کورسوي اميدي براي فريدون تلقي شود و او را به اينده اميدوار کند.به هر حال خاوير کلمنته هم فيلم بازي هاي تيم ملي در جام ملت هاي 2007 اسيا و جام جهاني 2006 را خواهد ديد.دو تورنمنتي که فريدون در ان ها حضور داشت و اتفاقا بد هم بازي نکرد.اگر کلمنته در بازي هاي مقدماتي جام جهاني يک فرصت ديگر در اختيار زندي قرار دهد مسلما او اين توان فني و شايستگي را دارد که دوباره خودش را نشان دهد و به ترکيب اصلي تيم ملي نزديک شود.البته به شرط ان که در اين مدت خوب تمرين کند و از نظر بدني خود را به حد ساير ملي پوشان برساند.


زندي بازي با سوريه را از دست داد و حتي احتمال اين که بازي دوم ايران مقابل کويت " 6 فروردين 87 " را هم از دست بدهد زياد است ولي او هرگز نبايد نااميد شود به هر حال فريدون در دو تورنمنت بزرگ قبلي صاحب کارنامه است اما براي بازگشت به دوران اوج اطرافيانش مي توانند نقشي ويژه داشته باشند و به فريدون کمک کنند.اگر بازيکني در اوج باشد و کادر فني هم از او استفاده کنند کمتر نياز به حمايت اطرافيان دارد اما فريدون اين روزها در برزخي گرفتار شده که بيرون امدن از ان کار ساده اي نيست.با تمام اين اوصاف ما اعتقاد داريم که او چوب دلالان و ... را خورده و تا حد بسيار روحيه و انرژي مثبتش را از دست داده است اما اين به معناي پايان دنيا نيست و فريدون دوباره بايد تبديل به همان فريدون زندي دوست داشتني و پر انرژي شود.


 


» ياسمين و فاطمه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ دير اومديم ولي دست پر !(سه‏شنبه 2 بهمن 1386 ساعت 2:35 عصر )

 


 



 FeryDoon.gif, hosted by TheImageHosting.com


 


فريدون : خجالت مي كشيدم به ايران برگردم !


 


 


ديگر همگي داشتيم نگران "فريدون زندي " مي شديم.انگار چپ پاي خوش استيل تيم ملي اب شده و رفته بود توي زمين !


نه " پرويز " پدرش از او خبر داشت و نه " رضا " پسر عمو و رفيق فابريکش در المان ,حتي تلفن همراهش نيز روي پيغام گير بود و در حالي که تمام پيام ها نيز بدون جواب مي ماند !


زماني هم که به تيم ملي دعوت شد باز خبري از " فري " نشد و ...ديگر نزديک بود نا اميد شويم که " فريدون " در قبرس تيم پيدا کرد و بلافاصله موبايلش روي همه باز شد ! اصلا بهتر است خودتان همه چيز را از زبان ستاره جديد " ليماسول " قبرس بخوانيد :


 


 


دوصفر سي و پنج!هفتصد و نود و نه ... (صدايي خواب الود ان طرف خط )سلام فري! خوبي ؟! الان چه وقت خواب است ؟!


(با فارسي دست و پا شکسته اي!) داشتم استراحت مي کردم تا عصر بروم سر تمرين و ...



 


خب به سلامتي تيم پيدا کردي ؟!


(با تعجب) يعني چي ؟!



 


بالاخره يک تيم پيدا کردي تا قرارداد ببندي و ...


(با خنده) اهان ! بله , با تيم " ليماسول " قبرس قرارداد شش ماهه اي بستم که قابل تمديد است.



 


ظاهرا اين تيم شرايط خوبي در ليگ قبرس ندارد ؟


فعلا که با 20 امتياز در رده هشتم ليگ قبرس هستيم.



 


مگر ليگ قبرس چند تيمي است ؟


14 تيمي است.البته اميدوارم " ليماسول " بتواند به رده هاي بالاتري برسد.



 


قرارداد خوبي با ليماسول بستي نه ؟


(با خوش حالي) خيلي خوب است.من که راضي ام و هرچه مي خواستم انجام شد.



 


اگر قرار به ماندن در قبرس بود , پس چرا در همان اپولون نماندي ؟


(اولش طفره مي رود و سپس با اصرار مي گويد) به دليل حضئر سرمربي اسرائيلي در اين تيم ترجيح دادم از اپولون جدا شوم.



 


مي دانيم حالا حالاها قصد حضور در ايران را نداري اما به چه دليلي به امارات نرفتي ؟


اتفاقا چندتا پيشنهاد از امارات داشتم ولي پس از مشورت با مدير برنامه هايم تصميم گرفتم همچنان در اروپا بمانم تا تيم پيدا کنم.



 


گفته مي شد که به يک تيم دسته دومي الماني پيوسته اي ؟


(با حسرت) بله! همه چيز هم تمام شده بود ونيتون روفر بازيکن اسبق وردربرمن با من تماس گرفت تا به انجا بروم منتهاي مراتب ( حرفش را مي خورد) ولش کن !



 


چي شد ؟!


(با اکراه) شما که مي دانيد الماني ها مرا بايکوت کرده اند !



 


يعني هنوز هم ؟


بله ! اخيرا يکي از نشريات الماني عکس بزرگ و رنگي من را روي جلد برد و جلوي ان نوشت :کسي که المان را به ايران فروخت! با اين شرايط معلوم است فوتبال المان من را نخواهد!



 


تصور مي کرديم موضوع را فراموش کرده باشند!


(با خنده اي تلخ) به نظر که اين طور نبوده است.



 


بگذريم! راستي فريدون چرا پس از دعوت اخير به تيم ملي ايران نيامدي ؟


(بعد از مکث طولاني) واقعيتش اينکه خجالت مي کشيدم به ايران برگردم!



 


از چي ؟


از همه!از شما خبرنگاران و از مردم ...



 


متوجه نمي شوم!


ببينيد اگر مي امدم همه مي پرسيدند تيم داري يا نداري ؟ کدام تيم مي روي و از اين حرف ها! چون جوابي به اين سوال ها نداشتم تا بدهم ماندم تا اينکه تيم پيدا کنم و به ايران بيايم.



 


مسئولان تيم ملي در جريان هستند ؟


صد در صد.با سرپرست تيم ملي و مسئولان فدراسيون فوتبال صحبت کردم و همين موضوع را گفتم.خيالتان راحت ان ها در جريان هستند.



 


مي داني در حال حاضر منصور ابراهيم زاده همه کاره تيم ملي است ؟


يک چيزهايي شنيده ام.



 


نظرت چيست ؟


با ايشان از جام ملت هاي اسيا اشنا هستم.به هر حال اقاي ابراهيم زاده يا هرکس ديگري که به عنوان مربي به تيم ملي بيايد من بازيکن بايد تابع باشم.از زماني که پيراهن تيم ملي ايران را پوشيده ام هميشه سعي کرده ام تا به مربيانم احترام بگذارم و اين مسئله درباره اقاي ابراهيم زاده نيز صدق مي كند.


 



بسيار خوب!حالا کي به ايران مي ايي ؟


به زودي به ايران مي ايم.ان شاا... (اين کلمه را خيلي شنيدني و جذاب ادا مي کند!)



 


راستي فري!نکنه در قبرس خيري است و داري ازدواج مي کني که ان جا ماندگار شده اي ؟!


(با خنده و شوخي) ازدواج هنوز نه!زوده!


 


 



  


به اميد موفقيت فريدون !


» ياسمين و فاطمه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ هنوز هم بي خبر !!!(شنبه 19 آبان 1386 ساعت 12:8 صبح )


سلام به همگي .


اميدوارم كه همتون خوب باشيد !


همون طور كه همه در جريان هستيم فعلا هيچ خبري از فريدون نيست و همه بي خبريم !


تو اين بي خبري مجله ي افتاب ورزشي مطلبي از فريدون گذاشته هر چند مي دونم كه همنون بيشتر مواردشو مي دونيد ولي خوندنش خالي از لطف نيست و جالب و خوندني هست .


 


 





" با فريدون از المان تا ايران "



او فريدون است و شهرتش زندي , خوش لهجه است و شيرين زبان و دوست داشتني است و خيلي با نمک و بامزه . يه جورايي سادگي مثال زدني اون من خبرنگارو ياد بچه کوچيکا مي ندازه ! او در المان متولد شده است و پدرش مردي است از ديار مردان پارسي . او فريدون زندي است پسري که وقتي امد به تهران ( براي اولين بار ) اين چنين ورود خود به وطن را به خود خوشامد گويي گفت : من فريدون هستم خيلي خوشحالم که خوش امدم به تهران !!


مطالبي که در ذيل مي خوانيد همه چيزيهايي است که لازم مي باشد درباره ي فريدون بدانيد .



عاشق ايران سرزمين پدري اش است و خيلي هم مشتاقانه دوست داره پس از پايان دوران حرفه اي فوتبال خود براي ارامه زندگي به ايران بيايد .


پدر او در تهران منزل و خانه اي بزرگ دارد که در نياوران واقع است و فريدون هر گاه به تهران مي ايد از اب و هواي نياوران لذت مي برد . البته ناگفته نماند پدربزرگ پدري اش در خيابان سعدي تهران خانه اي بسيار بزرگ دارد .


عاشق موسيقي لايت و ارام است و از گروه هاي موزيک غربي هم چندان بدش نمي ايد .البته از نوع متعارف ان در ايران هم از بين اهنگ هاي اين ور ابي صداي رضا صادقي را دوست دارد و لذتش را مي برد .


در بين بازيکنان ايراني با مسعود شجاعي خيلي نزديک است و دوست مشترک و صميمي او محسوب مي شود البته که نيکبخت هم شامل حال فريدون خوش تيپ مي شود .


وقتي در اردوي تيم ملي حضور دارد از فرط سادگي و خوش دلي دوست داشتني ترين بازيکن اردو لقب مي گيرد .


زماني که در المان حضور دارد از بس که به ايران عادت کرده است لحظه شماري مي کند تا اردوي تيم ملي تشکيل شود و به بهانه تيم ملي از ديدني هاي ايران هم استفاده نمايد .


هميشه گردن بند مخصوصي در گردن او مشاهده مي شود که به اعتقاد فريدون يه جورايي برايش خوش يمن بوده است .


داراي يک برادر به نام کوروش مي باشد که از بسکتباليست هاي خوب منطقه اي است که در المان زندگي مي کنند .


مادرش الماني است و پدر هم ايراني و او به واسطه ي مادر در المان متولد شده است و مدت کوتاهي است که فارسي را ياد گرفته است !


استيل و فيزيک خوب و مناسبش او را به عنوان سه فوتباليست خوش تيپ ايران معرفي کرده است .


مطالعه ي کتاب هاي مورد علاقه اش در اردوهاي باشگاهي و ملي اوقات بيکاري و بي حوصلگي اش را پر مي کند .


عاشق برنامه نود و عادل فردوسي پور عزيز است و زماني که براي ارتباط مستقيم تلفني به اين برنامه دعوت شده بود از فردوسي پور که نماد تند خواني و سريع صحبت کردن است برقي تر و سرعتي تر حرف مي زد !


مادرش با اينکه در المان بوده و مليت ژرمني دارد اما به خوبي در پختن و طبخ غذاهاي ايراني و وطني تبحر دارد و فريدون هم دستپخت مادر را بسيار دوست مي دارد .


مدتي عليرضا نيکبخت واحدي عليه او موضع گرفته بود و دليل ان هم چپ پا بودن زندي و کمي هم " خ و ش ت ي پ ي " فريدون بود ! ( البته که بعد با هم دوست و داداش شدند و با هم رفيق ! )


عاشق فصل زمستان و سرماي سوزان اين فصل است و لباس هاي زمستاني و ضخيم فريدون هم معروف است .


از ما نشنيده بگيريد و يا اصلا شنيده استقلالي ها هم از بس او را دوست دارند از دست او ناراحت نمي شوند ولي مژده به هواداراي قرمز اهاي اقا ! اهاي خانم ! اهاي دختر ! اهاي پسر ! فريدون زندي پرسپوليسي دو اتيشه که چه عرض کنم شش اتيشه است و خيلي راغب به بازي در ارتش سرخ است . دسترسي به او سخت سخت است و ارتباط با او فقط از طريق پرويز خان پدرش ممکن است .


او گفته است وقتي به 30 سالگي رسيد مي خواهد ازدواج نمايد و چه از شانس پدرش که همسر او هم حتما ايراني خواهد بود و از بين دختران نجيب ايراني پدر قرار است يکي را براي پسر خواستگاري نمايد .


او پس از گلزني علاقه خاصي به حس گرفتن پس از گل ندارد و حس مورد علاقه و طبيعي او بوسيدن پرچم ايران در تيم ملي و ارم تيمي در باشگاهش محسوب مي شود .


از وقتي که فيلم هاي ايراني را در اولين سال حضورش در ايران ديد عاشقانه علاقه به تماشاي فيلم هاي خاص و عام ايراني دارد ! علاقه خاصي به سفر دارد و شمال ايران را هم دوست دارد و البته که پايتخت ايران يعني تهران برايش چيز ديگر است !


سر بندي که بر مو هاي خود اويزان مي کند و دست بندي که بر دستان خود مي بندد از زيورالات معروف او محسوب مي شود .


تام کروز از بازيگران مورد علاقه زندي به شمار مي رود و در بين بازيگران ايراني هم لااقل من هنوز کاشف به عمل نياورده ام که چه کسي را دوست دارد !!


و در اخر بدانيد نقطه ضعف و قوت او را : علاقه شديد او به ایران سادگی و دل بزرگی او هم می تواند نقطه قوت باشد و هم ضعف و البته که نقطه قوت او بیشتر شامل حالش می شود و نقطه ضعف فریدون را هم نمی دانم !


 





 



( دعا واسه ي فريدون فراموش نشه ... )


 


» ياسمين و فاطمه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ مطلب جالب(دوشنبه 12 شهريور 1386 ساعت 1:1 صبح )

سلام دوستان عزيز


اميدوارم خوب باشين


خب فعلا كه از فريدون عزيز خبري نيست و هنوز مشخص نشده كدوم تيم ميره اما همه ي ما اميدواريم كه به يه تيم خيلي خوب بره و شاهد بهترين روزها در فوتبال براي اون باشيم


 


و اما آپ امرز كه براتون در نظر گرفتم يه مطلب خيلي خيلي جالبه و اين مطلب جديد نيست تقريبا براي 2 ماهه پيش ميشه كه تو مجله ي همشهري جوان چاپ شده بود . البته من اين مطلب رو يك بار  تو وب خودم گذاشته بودم اما دلم نيومد اينجا نذارم چون خيي با نمكه و چيز هاي جالبي راجع به فري توش نوشته


به هر حال خوندنش ضرر نداره


اميدوارم خوشتون بياد


 


 


 


کريمي : فري خوراک اذيت کردنه !!


تيم ملي کشورمون در جام جهاني خيلي بد بود و نتوانست انتظارات مردم رو برآورده کند . خيلي از مردم از تيم ملي زده شدند . اما بلافاصله مسئولان تيم ملي براي حل اين مشکل مربي رو عوض کردند که تو اين مدت اتفاقات متعددي افتاد و حتي تيم ملي ايران تا مرز محروم شدن از مسابقات رفت ولي همه چيز با خوبي خوشي تموم شد و تيم ملي دوباره خود را پيدا کرد . الان که اين مطلب رو ميخوانيد کمتر از 10 روز تا شروع مسابقات جام ملت هاي آسيا مونده که ما به اردوي تيم ملي رفتيم. اکثر بچه ها در اتاق هاشون به سر ميبرند و ترجيح ميدهند که دور از حاشيه باشند.اما عده اي از بازيکن ها مثل کريمي مهدوي کيا زندي عنايتي نکونام کاظميان کعبي و .... در لابي هستند و با هم صحبت ميکنند يا سر به سر هم ميگذارند که به هتل  رفتيم و از ميان حرف ها و صحبت هايي که براي ما ميکردند گزارشي تهيه کرديم.


 


جو تيم ملي نسبت به سال پيش خيلي خوب شده ديگه هيچ يک از بازيکنان با هم اختلاف ندارند و تيم همان جو 2 سال رو پيدا کرده همه با هم دوست و رفيق هستند.همه بازيکن ها با روحيه هستند . ملي پوش ها بايد راس ساعت 8 صبح صبحانه بخورند و بلافاصله راهي تمرين بشن . معمولا بازيکن ها با اتوبوس نميروند و با ماشين شخصي خودشون رو به محل تمرين ميرسونند و از اونجايي همه بايد به فکر هواي پاکيزه باشم بچه هاي تيم ملي 3 يا 4 تايي سوار ماشين يکي از بچه ها ميشوند و راهي محل تمرينات ميشوند . علي کريمي با آه و ناله ميگويد : ((ديگه من بدبخت راننده شخصي شدم هر روز صبح بقيه زودتر از من ميرن تو ماشين !! يک بارکه خواب بودم ديدم فري سوييچ ماشينو برداشته رفته تو ماشين منم فکر کردم ماشينمو دزديدن رفتم به همه گفتم ماشينمو دزديدن . کل هتل ريخت به هم بعد متوجه شدم آقا فريدون رفته تو ماشين من نشسته !! )) خب معلومه همه ميرن تو ماشين علي کريمي کي بدش مياد سوار ب ام و به اين خوشگلي بشه ؟ .... صبح راس ساعت 9:30 تمرين هاي ملي پوش ها در آکادمي ملي المپيک يا زمين تمرين شماره يک آزادي شروع ميشه .بازيکن ها اول با دستگاه کار ميکنن بعد از اون شروع به دويدن و تمرين استقامت ميکنن و در نهايت به هتل برميگردن . بعضي از بچه ها به قدري خسته و گرما زده ميشوند که از خوردن ناهار صرف نظر ميکنن و ترجيح ميدهند يک ساعت وقت استراحت را بخوابند و استراحت کنند . ولي بازيکن هايي مثل عنايتي و کريمي و نکونام هر کاريشون بکنيم مثل توپ انرژي اند و دائما سر به سر بچه هاي تيم ملي ميذارن و انرژي خودشون رو از طريق شوخي کردن و اذيت کردن ديگران تخليه ميکنند .... البته همه شما با اسم علي کريمي آشنا هستيم کسي تو شيطون بودن و سر به سر گذاشتن بچه ها لنگه ندارد !!!! بر خلاف ظاهر علي کريمي که همه فکر ميکنيد بازيکن بد اخلاق و خشن و بي حوصله اي است به قدري شيطون و پر سر صدا است که هه از دستش فرار ميکنند البته خودش ميگه هميشه با دوستاش اين رابطه رو داره !!!! تنها دستيار علي تو اذيت کردن بقيه آرش برهاني بود که از بد اقبالي علي کريمي به تيم ملي دعوت نشد ..... علي کريمي که حالت جدي به خود گرفته ميگويد :(( نيومدن آرش کار من خيلي سخت شده ...فشار روي من زياده ..... ولي من سعي ميکنم با نهايت تلاش و توکل به خدا همه رو ديوونه کنم !)).... مهدي مهدوي کيا کسي است که هميشه از دست علي حرص ميخورد در حالي که عصبي بود ميگفت (( آقا اگه اين علي يه کم از اين انرژي اي که ميذاره مارو اذيت ميکنه بذاره پاي فوتبالش مطمئنا ميزنه رو دست رونالدينيهو !.....))اين مدت بيشتر فريدون زندي يا جواد کاظميان هم اتاقي هاي علي بودند فريدون بيچاره که هيچ وقت به علي کريمي هيچي نميگويد و علي کريمي هميشه از فرصت استفاده ميکند و ميگويد: (( فري خوراک اذيت کردنه !)) ولي تنها کسي که حريف علي ميشد همين فريدونه چون هر کلمه اي از دهن علي مياد بيرون فريدون اينقدر سوال ميکنه که علي کريمي کم مياره و ميذاره ميره ! بر خلاف علي کريمي و رضا عنايتي بعضي از بازيکن ها مثل هاشميان و رضايي خيلي جدي هستند که اصلا خودشونو قاطي شوخي ها نميکنن . مثلا وقتي با وحيد هاشميان شوخي ميکنند اون با جديت تمام جواب شوخي ها رو ميده که کسي جرات نميکنه دوباره سربه سرش بذاره و...ولي بعضي وقت ها تو جمع هاي بچه هاي تيم ملي حضور دارد. يکي از جمع هايي که هميشه در اون حضور داره پلي استيشن بازيه که اين کار به سال ها قبل برميگرده و هر موقع اردويي واسه تيم ملي برگذار ميشه حتما يکي پلي استيشن خودشو مياره...!! هر شب حدود ساعت دوازده شب صداي ملي پوشان که در حال کلکل باهم هستند که در يکي از اتاق ها جمع مي شوند شنيده ميشود. صبح سر صبحانه دائم از بازي که شب گذشته انجام دادند صحبت ميکنن .....


 


يکي ديگه از تفريحات که جزو برنامه ي اصلي تيم ملي است استخره ... هر روز بعد از تمرين عصر بچه ها به استخر مي روند . اما مهدي رحمتي و امير حسين صادقي با شنا کردن رابطه ي خوبي ندارند و دائما به جکوزي ميرن هاشميان هم بيشتر موقع در جکوزي ميشينه و با بچه هايي که در جکوزي حضور دارن بحث هاي فلسفي ميکنه .....


بين مربي ها و کادر فني تيم ملي تنها کسي که نسبت به بقيه با تيم ملي رابطه ي خيلي نزديکي دارد کسي نيست جز افشين پيرواني .به خصوص که فاصله ي سني کمي با ملي پوشان دارد چه بسي که با بعضي از آنها هم بازي نيز بوده . افشين پيرواني بيشتر با مهدي مهدوي کيا که يک زماني با هم هم بازي بودن صميمي است وبيشتر اوقات با هم هستند .


در اين ميان شوخي هاي دسته جمعي هم وجود دارد .در اردو هاي تيم ملي جلسات روانشناسي براي بالا رفتن روحيه زياد گذاشته ميشد و بازيکن ها زياد ميانه ي خوبي با اين مسائله نداشتند براي همين تصميم گرفتند سر به سر دکتر منتظري روانشناس تيم ملي بگذارند و همه پشت سر هم از ساعت 2 تا 5 صبح به دکتر منتظري زنگ ميزدند و او را از خواب ميکردند و ميگفتند (( دکتر احساس ميکنم خيلي استرس دارم خوابم نميبره چي کار کنم )) دکتر منتظري هم با خونسردی کلی صحبت میکرد و تا گوشی رو قطع میکرد یکی دیگر از بچه ها با او تماس میگرفت و خواب و زندگی او را به هم ریختند . همچنین وحید هاشمیان عاشق ورزش یوگا است و هر روز وقتش رو برای انجام یوگا میگذارد ولی تا وحید بیچاره آماده یوگا میشود بقیه بچه ها هوس آهنگ گوش کردن و سر و صدا کردن میکنند که دیگر وحید بیچاره بیخیال یوگا میشود . حالا خداروشکر این عادت کریمی از سرش افتاده تا دو سال پیش که هر شب بلند میشد و ساعت 3 نصف شب همه را از خواب بیدار میکرد که جدیدا این عادت رو کنار گذاشته !!!


 


مشکلات اردوها :


یکی از مشکلات اردوها که همیشه بچه از آن ناله میکنند گرماست . اما امیر قلعه نوعی اعتقاد دارد با توجه به هوای گرم مالزی بچه ها حتما باید در گرما و رطوبت تمرین کنند تا در شرایطی که 70 تا 80 درصد گرما وجود دارد مشکلی نداشته باشند.همچنین برای اینکه در تمرین ها رطوبت وجود داشته باشد روی زمین آب میپاشند تا بخار شده و هوا کمی شرجی شود اما مشکل گرما فقط مختص زمین تمرین نیست بلکه شب ها موقع خواب هم بازیکن ها با این موضوع مشکل دارند . سر غذا علی کریمی به فریدون زندی گفت : ((امشب نوبت منه !)) فریدون زندی در حالی که مخالفت کرد به او پاسخ به او گفت : ((نه من دیشب اذیت شدم نوبت منه ! )) ما که اول متوجه نشدیم یعنی چی نوبت منه ؟ تا کری این دو بازیکن ادامه پیدا کرد و بعد از آن که بقیه بازیکن ها رو دیدیم فهمیدیم این مشکل مختص علی کریمی و فریدون زندی نیست بلکه همه هم اتاقی ها سر این موضوع با هم بحث میکنن و این بحث ها به خاطر این بود که چه کسی رو زمین که نسبت به تخت خنک تر بخوابد ؟ کولر های هتل طوری است که فقط زمین رو خنک میکند و روی زمین هر اتاق فقط جای یک نفر است .به همین علت همه سر این موضوع بحث میکنن . جواد کاظمیان در حالی که خیلی خوشحاله میگوید ((خدا رو شکر من با مهرزاد هم اتاق شدم قبلش که با علی تو یه اتاق بودم یک شب درمیون راحت میخوابیدم ولی الان چند شبیه که راحت میخوابم و فقط دلم واسه فری میسوزه که با علی هم اتاق شده ))


علی کریمی و فریدون زندی برای اینکه یک جوری با هم راه بیایند هر کدوم چهار زانو روی تخت خود میشیند و چشمهایش را میبندد و با هم تا سه میشمارند هر کدوم که زودتر روی زمین بپرد روی زمین میخوابد . اما رحمتی وعنایتی که از قبل با هم صمیمی بودن و تو یک اتاق هستند برای حل این مشکل هر شب قرعه کشی میکنند که بیشتر مواقع شانس با عنایتی همراهه !



خورد و خوراک :


تغذیه ی تیم ملی به عهده ی مشاور تغدیه ی تیم ملی است . اما بعضی از بچه ها حسابی پر خورند و اصلا به توصیه های مسئولین توجه نمیکنند . از همه پرخورتر حسین کعبی است که به راحتی میتونه 4 وعده روتو یک وعده بخوره بعد از اون هادی عقیلی . این دو بازیکن خیلی شکمو هستند البته زندی و کریمی و آندو هم دست کمی از این دو بازیکن ندارند . آندو که تا چند وقت دیگر لباس دامادی رو تنش میکنه و علی کریمی دائم به آندو میگه : (( بخور پسرم . بخور قشنگ چاقو چله شی خانواده ی عروس نگن چرا داماد لاغر به ما دادی نهایتش اینه اینقدر میخوری تا قشنگ چاق میشی میگن چرا داماد چاق به ما دادی بعد خودم قشنگ لاغرت میکنم ولی بخور )) بازیکن بولتون زیاد اهل شوخی نیست و وقتی کسی باهاش شوخی میکند معمولا میخندد و چیزی نمیگوید . درمجموع خیلی ساکت و بدون حرف فقط بازیکن ها رو نگاه میکند آندو حتی از اسدی و زندی هم ساکت تر است ! البته فریدون زندی جدیدا خیلی با بچه های تیم ملی اخت گرفته و فارسی هم خیلی بهتر صحبت میکند. بنابرین تازگی ها دیدیم فریدونی که همیشه ساکت بود یه کمی شیطون است البته میشه این رو پای هم نشینی او با علی کریمی بذاریم ولی بیشتر از اینکه زندی سر به سر بچه های تیم بذاره اون ها اذیتش میکنن به خصوص علی کریمی که جدیدا جزو دوستان صمیمی اون به حساب میاد . فریدون میگه من تو اردو خیلی چیزهای فارسی رو علی و مهدی و وحید یاد گرفتم اما اینطور که شنیده میشد علی کریمی به جای اینکه با این بچه چیزهای مورد نیازش رو کار کنه بهش کلمات سخت که هیچ سودی برای فری نداره یاد داده یا ضرب المثل هایی که خودش معنی اون ها رو نمیفهمه چه برسه فریدون ...


حرف پایانی :


خیلی از بچه ها نسبت به مسابقات خوشبین هستند خیلی ها همه تیم ها را قوی میدونند و اصلا نمیتونن پیشبینی کنن چی میشود حتی قلعه نوعی هم نسبت به این مسابقات هیچ وقت حرف ثابتی نزده که ما قهرمان میشیم یا نه....خیلی ها معتقندند که ما دیر اردو رو برپا کردم و باید خیلی زودتر این کار و میکردیم وبعضی دیگر معتقدند که تمرینات سخت و فشرده ای که ما انجام هیچ تیمی انجام نداده و ما فقط امیدواریم بتوانیم به استرالیا ژاپن که حریفان اصلی ما به شمار می آیند غلبه کنیم . اما ما تیم قوی ای داریم و برای اینکه تیم ما به این مرحله برسد خیلی سختی کشیدیم و فقط امیدواریم با همدلی و هماهنگی بازیکنان تیم ملی بتوانیم رویایی که 33 سال انتظارش رو کشیدیم تکرار کنیم !!


 


 


با اينكه از اين موضوع 2 ماه گذشته ولي قشنگ و با مزه بود


اميدوارم خوشتون اومده باشه


نظر حتما بدين


» ياسمين و فاطمه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ عيدتون مبارك ...(پنجشنبه 8 شهريور 1386 ساعت 8:7 عصر )

 


سلام به دوستاي گلم .


قبل از هر چيزي اين عيد بزرگ رو بهتون تبريك مي گم !


و براي همتون اللخصوص فريدون عزيز ارزوي سلامتي و موفقيت دارم .


حالا هم نوبت به عيدي من و ياسمين عزيزم مي رسه ...


اميدوارم خوشتون بياد ...


 


 


 


 


در ضمن امروز تولد دوست خوبمون ژامك هست ...


ژامك جون با اينكه كنارمون نيستي ولي اينو مطمئنم دل همه بچه ها واست تنگ شده عزيزم ... و تولدتو از طرف همه ي بچه ها بهت تبريك ميگم و واست ارزوي خوش بختي دارم ...


ژامك جون تولدت مبارك !



 


 


دعا واسه فريدون فراموش نشه ...


 


 


 


» ياسمين و فاطمه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ مصاحبه و عكس(يكشنبه 4 شهريور 1386 ساعت 1:15 صبح )

 


سلام به همگي .


خدا رو شكر همه ي اين شايعات به اتمام رسيد و همه چي رو به راه شد !


اين هم كامنت مهساي عزيزم كه گوياي همه چيز هست :


 سلام الما خانوم خوشحالم که به اين شايعات پايان داده شد راستش من در جريان مسئه ژامک بودم . همش سوئ تفاهم بود ...راستش ما اشتباهي به خاطر دروغاي يه نفر يه فکرايي کرده بوديم که با حقيقت هيچ تناسبي نداشت و از اول هم تقصير ما شد که به حرفاي اون شخص توجه کرديم و باور کرديم . البته متاسفانه مدارک اون که همش جعلي بود خيلي ماهرانه تهيه شده بود . حتما همتون کيميا خانوم رو که يه بر اينجا در مورد بچه ي فريدون نظر داده بود ميشناسيد اين خانوم دو ماه مارو سر کار گذاشته بود که فريدون از دوستش بچه دار شده و مشکل اخلاقي داره و .....و متاسفانه مدارکش هم به ظاهر درست بودن اما معلوم شد که دروغ ميگفته و هيچ کدوم از حرفاش راست نبوده.....
البته ژامک به خاطر مشکلات شخصي ديگه وبشو باز نميکنه . اما باور کنيد که نبايد بياين گول اين آدمهايي رو که ميان اينجا داستان سر هم مي کنند مثل سبا خانوم (که به خاطر قوه ي تخيل قويش بهش تبريک ميگم ) بخوريد ....اينا همش دروغه و اميدوارم ديگه تکرار نشه
.
اينم بگم که هرچي راجع به دوست دختر ميگن کذب محضه و من 100% مطمئنم . پس حتي اگه کسي به قول خودش مدرک هم آورد باور نکنيد چون مدرک رو به آسوني ميشه جعل کردطوري که هر کسي رو فريب بده .... باور کنيد
.....
من همين جا به خاطر حرفايي که مي زدم ازتون عذر مي خوام .


 


فـــــريدون زنــدي : از خــدا مي پرســم ، بعـــد از زنــدگي چــي ميشـــه ؟!



اگه فــريدون زنــدي رو روي يه کفه ترازو بذارن،معادلش چي بذارن هم وزنش ميشه ؟


تا حالا فکر نکــردم !



خوب،الان که فرصت داري فکر کني .


خانواده ام و فاميلم .



بهتـــرين کاري که با يه اسکناس هزار تومني ميشه کرد چيــه ؟


هزار تومن چند يورو ميشه ؟!



از يه يورو کمتره. يه کم يشتر از يه دلار.


اهان کمتر از يه يورو ! دوباره سوال کن ! (با تعجــب)


 اگه يه اسکناس هزار تومني داشته باشي ، بهتــرين چيزي که مي تونــي بخري باهش چــيه ؟


ادامس !



چه ادامسي ؟


فرقي نميکنه . من ادامس رو خيلي دوست دارم.



اگه بگن مهارت حرکتيت رو ( فوتبــال) بده و با يه چــيــزي عوض کن ، چي کار مي کنــي ؟


يعني چي ؟ نميدونم .



يعني غير فوتبــال چه کاري رو از همه بيشتــر دوست داري. مثلا دوست داشتي يه موزيسين بودي ؟


اهان،اين جوري ! خيلي سختــه، نمي خوام فوتبالو بدم .الان واســه هيچي . اما اينکــه فاميل من مــريض نشــن عوض ميکنـــم (منظور سلامتــي خــانواده ) اما نه چيــز ديگه اي .


 


فرض محال ، که محال نيست ، حاضري بجاي کي بري جهنم که اون بره بهشت ؟


NO (نه) ، هيچ کس .



رنگ ديوار اتاق پذبراييتون چه رنگيــه ؟


الان سفيــده ولي من سفيــد دوست نــدارم .



چه رنگي دوست رو دوست داري ؟


قــرمز !



اگه فرصت داشته باشي فقط يه سوال از خدا بپرسي ، چي مي پرسي ؟


بعــد از زندگي چي ميشه ؟!



چند دقيقه طول ميکشــه تا خشم فريـــدون زندي تموم بشه ؟


تموم بشه ؟!



يعني اگه از يه نفــر خيلي عصبــاني باشي چند دقيقه طول ميکشــه اروم شي ؟


دو دقيــقه .



اگه قرار باشه يه خطارو تو زندگيــت نبخشي ، اون چيــه ؟


وقتي که خدايي نکــرده زوج من به من خيانت کنـه يا به من بي وفا باشه .



بالاترين خفت از نظــر فريدون زندي چيه ؟


مي دونم چي اما از فارسي نمي تونم .فکــر کنم  Selfish ( خودخواهــي )باشه . يعني فقط واسه خودش .



بهتــرين چيزي که براي خودت دوست داري چيــه ؟


Respect ( احتــرام ) .




اگه يه شب جاي مارکوپولو بشي ، براي شــروع سفرت ، کجــا رو انتخاب مي کني ؟


هــــامبـــورگ !



معلــومه شــهر تولدت رو خــيــلي دوست داري. درستــه ؟


بلـه ، اما من صد کيلومتري هــامبــورگ به دنيا اومدم .



اگه يه موميايي رو از نزديک ببيني ، اولين چيزي که بهش ميگي چــيـــــه ؟


تو زمان اون دنيــا چطوري بوده ؟



اوليــن هم بازي بچگي ات کي بود ؟


چي بازي کردم ؟



نه ، کي باهت بازي مي کرد . اسمش رو بگــو .


اهــان ! رالــف .



پلــي استيشــن (ps2) بازي ميکني ؟


بازي کردم ، ولي خيلي دوست ندارم .



تــا کي بازي مي کــردي ؟


نــه ، چــيز ،پــريروز هم بازي کرديم ولي اگــه ده دقيقــه بازي کنــم ديگه حال ندارم.



تا حالا از کسي کتک خوردي ؟


من ؟! (با خنـــــده )



يعني تو بچگيت از کسي کتــک نخــوردي ؟


نه .



کتــک چي ، زدي ؟


نه .



يعني نه کتــک زدي، نه کتک خوردي ؟


کتــک چيــه ؟! (با کنــايه) دعوا که بوده امــا کتــک نــــه .



اگه مي تونستي جاي کسي تو دنيــا باشي ، مي خواستي جای کی باشی ؟


محمــــد علی . (محمــد علــی کلی )



یادت می یاد اولیــن بار بند کفشت رو کی بستی ؟


نــه .



مامانت بنــد کفشت رو می بست ؟


حتمــا . (با خنــده)



بابات چطــور ؟


اهــان . (اره)




  


کلمــه رستوران ، تورو یاد چی می ندازه ؟


چــی ؟



کلمــه رستــوران .


کلمــه چــی ؟



پــدرت رستــوران داره دیگــه . این کلمــه تو رو یاد چی می ندازه .


اهان ، حتمــا وقتــی میرم تو رستــوران یاد پدرم می افتم .



تنهایی فــریدون زندی کجاست ؟


مــن دوست دارم تنهــا باشم . نه هر وقــت ، ولــی دوست دارم تنهــایی رو .تنهــایی ام وقتیــه که خانواده ام کنــارم نباشن .



اهل شکــار هستی ؟


نــه ، اصلا. اصلا دوست نــدارم .



تا حالا شکارچی دیدی ؟


اوهوم (اره) . حــالم بــد شـــده .



اگــه بــری پارک دوست داری تاب سوار بشی یا ســرســــره ؟


ســرســره ! (با علامت دست)



تا حالا اب طالبی خوردی ؟


نــه ، فکــر نمی کنــم . شــایــد خوردم .



تا خالا سرت کلاه گــذاشتــن ؟ یعنــی گولت زدن ؟


اره . ( با خنــده )



کی بوده ، یادت می یاد ؟


نـــه .



خودت چی ، به کســـی کلک زدی یا سرش کلاه گذاشتـــی ؟


صــد در صـــد .



اونو یادت می اد ؟


اخــرین بار نه ، یادم نمی یاد .



به ادم خســیس یه جملــه بگـــو ؟


خجــالت نمی کشی ؟!



اگه بخواهی یه نقـاشی بکشــی ، چه کســی رو توش می کشی ؟


نه فقط یکی ، همه ی فامیلــم رو می کشــم .



اونا رو چه رنگی می کشــی ؟


مــامــانم yellow (زرد) ، بابا رو مشکی ، خودم رو قــرمــز ، داداشم رو ابــی و عمــه ام رو کــه توی تهــران زندگــی می کنــه نــارنجــی .




تا حالا توی باغچه گل کاشتــی ؟


یعنــی کار کردم ؟



بــلــه . دوست داری چه گــلی رو بکــاری ؟


رز .



به نظرت مرغ چنــدتا پا داره ؟


دوتــا دیگــه ! ( با خنده )



می تونی اسمت رو به فارســی بنویسی ؟


نــه . می تونم ولی طول می کشــه .



غصــه ی چی رو تو زندگی می خوری ؟


یعنــی چی ؟



چــیــزی که دلت می خواست انجام می شد ولی نشــده .


اهان . درستــش نــکردم الان فکــر می کنــم چرا این طوری شــده ؟!



 بله . درستــه .